...می تراود مهتاب

[Powered by Blogger]


Thursday, May 09, 2002

● بالاخره تصمیم گرÙ�تم از شر این underline خلاص شم. وبلاگ جدید منو اینجا ببینید.


........................................................................................

Monday, May 06, 2002

● متن پایین رو یه بار دیگه خوندم Ùˆ به نظرم اومد قسمت اول Ùˆ دومش ربط چندانی به هم ندارند. سیر Ù�کر من این طوری بود. شما ببخشید:-)


You are too clever to be a millionaire!
این جمله رو امروز استادمون گ�ت. البته از قول یه میلیونر خطاب به دانشچویان Berckley.
به زبان ساده منظور اینه که ا�راد باهوش وقتی می خوان کاری رو شروع کنند اون قدر به ظرا�تها و جزئیاتش توجه می کنند که از ریسک انجام دادنش می ترسند. تصمیم گر�تن براشون سخته ، چون مشکلاتی رو که ممکنه سر راهشون باشه از اول پیش بینی می کنند. و خوب مسلمه ، آدم عاقل آگاهانه برای خودش مشکل نمی سازه.
مدتهاست �همیدم تصویری که ما از یه موقعیت ، مشکل یا حتی غم و درد در ذهنمون می سازیم ، به مراتب با چیزی که واقعا هست �رق داره. اینو دیگه به عنوان یک اصل پذیر�تم، اون قدر که خودم تجربه کردم. �کر کنید به تعداد د�عاتی که پیش خودتون گ�تید چی �کر می کردم و چی شد... من هم به حر� اون میلیونر اعتقاد دارم که می گه آدمایی که زودتر تصمیم می گیرند مو�ق ترند. نه لزوما در کارآ�رینی و این حر�ا. همیشه ؛ همه جا.
از آدمای باهوش بگذریم ، بریم سراغ آدمای منطقی که به نظر من دو دسته اند: اول اونایی که ذاتا منطقی هستند و دوم کسانی که سعی میکنند منطقی باشند. گروه اول چندان پرجمعیت نیست. معمولا هم مشکلی ندارند. چون وقتی با مساله ای مواجه می شوند ، راه حل های مختل� رو با منطق خودشون می سنجند. تکلی� روشنه. یا منطق شخص اون راه حل رو تایید می کنه یا نه. اینها معمولا مدت زیادی درگیر این مساله باقی نمی مانند. سریع تصمیم می گیرن و می دونند که تصمیمی که گر�تند درسته. اما سری دوم یعنی ا�رادی که سعی می کنند همه ر�تار و کارهاشون بر اساس منطق باشه ، معمولا یک منطق عمومی رو مرجع قرار می دهند. اینا برای حل مساله راهی رو در نظر می گیرند که کسی از بیرون نتونه بهشون ایراد بگیره که راه منطقی رو انتخاب نکردند و خوب ، مشخصه چرا پیدا کردن درست ترین راه اینجا خیلی سخته. اولا کو منطق عمومی ثابت ؟ ثانیا از کجا معلوم که منطق و احساسات و اعتقادات ما راه حل مقبول این منطق رو بپذیره؟ و کلی دلیل دیگه. این آدما معمولا وقت رو از دست می دن. از اون بدتر این که انتخابشون معمولا درست نیست. عوض بهترین راه می رن سراغ محا�ظه کارانه ترین راه.
نمی دونم. من �کر می کنم اون چیزی که به آدم کمک می کنه تا بهترین تصمیم رو بگیره صر�ا منطق نیست. این که خودمون رو مجبور کنیم تصمیمی که می گیریم به هیچ وجه تابع احساسات ما نباشه راه حل درست نشونمون نمی ده. منطق من می گه که باید اهمیت بدم به این که احساسم چی می گه. شما چه �کری می کنید؟



● Ú†Ù‡ طوری Ù…ÛŒ شه به یه آدمی Ú©Ù‡ دلش گرÙ�ته Ùˆ رنجیده خاطر Ù‡ Ùˆ منطقی Ù�کر نمی کنه Ú©Ù…Ú© کرد؟


........................................................................................

Home